آسیب شناسی روابط دختر و پسر
روابط دختر و پسر، دارای آفتها و آسیبهای روانی و اجتماعی جبرانناپذیری است که چند نمونه آن به شرح زیر است:
1. سرکوب شدن استعدادها
یکی از مهمترین عواملی که با وجود رشد نیروهای جسمی، فکری و روحی نوجوان، مانع از به جریان افتادن صحیح و اصولی آنها و تأمین سعادت آینده او میشود، تسلّط میل جنسی بر وجودش میباشد. عدم کنترل این میل، سبب میشود که تمام حواسّ و توجّهات انسان و تمام قوای جسمی و مغزی او معطوف هوسبازیها شود و اگر عملاً هم موفق به هوسبازی نگردد، تمام فکر و ذهن او به وسیله این خیالات و افکار، اشغال شده و او مجالی برای انجام کار دیگری و شکوفایی اندیشه و استعدادش پیدا نمیکند. این شعلهای که در سراسر وجودش زبانه میکشد، تمام تر و خشک را با هم میسوزاند و شکوفههای تازه دمیده در گلزار شخصیت معنویاش را طعمه آتش سوزان میکند.8
آیه الله سبحانی میگوید: روزی در محضر حضرت آیه الله العظمی بروجردی (ره) نشسته بودیم که یکی از پزشکان ترکیه، به دیدار آیه الله بروجردی آمد و سؤال کرد که چرا اسلام نوشیدن شراب را حرام کرده است؟ آن مرجع بزرگ فرمود: حقیقت انسان را عقل، قدرت اندیشه و تفکر تشکیل میدهد و اگر عقل انسان نبود، وی با دیگر موجودات زنده تفاوتی نداشت و یکی از اموری که در تضاد شدید با قوه عقل انسان است، نوشیدن شراب است؛ همان طور که پزشکان نیز این مطلب را تأیید کردهاند. بنابراین، چون شراب عقل را از بین میبرد و حقیقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع کرده است.
آن پزشک به دنبال این پاسخ، گفت: درست است که نوشیدن زیاد شراب، باعث از بین رفتن قوه تعقل انسان میشود و حقیقت انسان زیر سؤال میرود، ولی اگر کسی به مقدار کمی از این نوع مایعات بنوشد، نمیتوان گفت چنین تأثیری دارد؛ پس چرا اسلام آن مقدار اندک را نیز ممنوع کرده و نوشیدن آن را غیرمجاز میداند. آیه الله بروجردی فرمود: چون انسان، کمالطلب است و هرگز به مقدار کم قناعت نمیکند و اگر مجاز شمرده شود، بر اساس کمالخواهیاش، به تدریج بر خواسته خود میافزاید. به همین جهت است که اسلام از همان ابتدا، حتی مقدار اندک آن را ممنوع کرده است و به عنوان یک قانون قطعی و دقیق، آن را برای تمام افراد چه با اراده و چه کم اراده، به اجرا گذاشته است و چون این ویژگی یعنی کمالطلبی، در دیگر ابعاد و زمینهها جاری است، دیگر قوانین و مقررات و دستورالعملهای صادره از طرف قانونگذار هستی، بر اساس همین نکته شکل گرفته و آن جا که ممکن است زیادهطلبی باعث حریمشکنی شود و به تدریج انسان در وادی هولناک و در معرض خطرات جانی و روحی قرار گیرد، اسلام با جدیت و قاطعیت آن را نهی میکند.
اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همین موارد است که با یک سلام و احوالپرسی ساده آغاز میشود و یا به انگیزه اهداف آموزشی و غیره شروع میشود؛ ولی به تدریج، نوع رابطه و گفتوگو تغییر پیدا کرده، بر میزان و کمیت آن نیز افزوده میشود و تا آن جا پیش میرود که انسان تمام انرژی عاطفی خود را میخواهد در همین گفتوگوها و ارتباطها هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمیکند و بر همین اساس است که از همان آغاز، باید از ایجاد ارتباط عاطفی و مبتنی بر احساسات، اجتناب کرد.
بنابراین، ما برای اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمی را به دنبال نداشته باشد)، دلیل موجه و قابل قبولی را نمیشناسیم و در واقع، اگر هم باعث سوء تفاهم نشود، باعث سوء رفتار میشود و به تدریج، دو طرف در گردونهای وارد میشوند که چه بسا هیچ کدام خواستار آن نبودند؛ گردونهای که گاهی رهایی از آن، مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در بنبست شدید است. لازم به ذکر است که این سخن، یک ادعای صرف و بدون پشتوانه و دلیل نیست؛ بلکه مرکز مشاوره ما که در سطح دانشگاهها فعالیت میکند، روزی نیست که نامهای از جوانی که در چنین دامی قرار گرفته دریافت نکند.
جالب این است که تقاضای کمک و فریادرسی از افرادی است که معمولاً در ابتدای کار، به خود مطمئن بودهاند و تصمیم جدیشان آن بوده که وارد ارتباط احساسی و غیرمعقول و از نظر اخلاقی غیرصحیح، نشوند و تنها میخواستند در حد ارتباط عادی و یا به قول شما یک سلام و احوالپرسی و یا اظهار محبت باطنی با طرف مقابل داشته باشند. اکنون نمونهایی از این روابط را از زبان این افراد میشنویم:
1. «دختری 19 سالهام... تا قبل از ورود به دانشگاه، با هیچ پسری ارتباط نداشتهام... خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوستهای خیابانی کاملا خبر داشتم و همیشه مواظب بودم... کم کم با بچهها خو گرفتم و سلام و احوالپرسی با آنها برایم عادی شد. آنها هم به ما سلام میکردند... مدتی بعد، سلام کردن به پسرها هم شروع شد... تا این که روزی یکی از آنها گفت: ببخشید مدتی است شما را زیر نظر دارم و از اخلاق شما خیلی خوشم آمده، اگر لطف کنید مدتی با هم دوست باشیم... حالم خیلی خراب شد... حدود 3 ساعت فقط گریه میکردم و افسوس میخورم که...».
2. «یک روز که برای درس خواندن به پارک رفته بودم، قدمزدنهای دختر و پسرهای جوان، دو به دو با هم، توجهام را جلب کرد و حواسم حسابی پرت شد. ناگهان تصمیم گرفتم... تصمیم تازهای گرفته بودم؛ تصمیمی که از آن هراس داشتم و بیشتر از همه میترسیدم که به خطا و گناه افتاده باشم... چند هفتهای بود که حتی یک کلمه هم درس نخوانده بودم؛ بیانگیزه و بیحوصله شده بودم ... تا این که تصمیم خود را عملی کردم و اکنون چند ماهی است که با دختری رابطه تلفنی دارم... شرایط بد گذشتهام جای خود را به شرایط بدتر امروز داده، زندگیام آرامش قبلی را ندارد و نمیدانم این وضع تا کجا میخواهد ادامه یابد... این دختر، اکنون ظاهراً جای خالی همه چیز و همه کس را برایم پر کرده، اما چه فایده که در زندگی بیرون و واقعی من، هیچ جایی برای او نیست. میترسم که به آلودگی و ناپاکی بیشتر کشیده شوم و کم کم به سوی لجنزار گناه کشیده و در آن غرق شوم».9
2. افت تحصیلی یا رکود علمی
این گونه روابط، باعث میشوند که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقاتهای حضوری و تلفنی خود کنند و این بزرگترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش، نیازمند تمرکز نیروهای فکری و روحی است.
دلمشغولی و اضطرابی که بر اثر این گونه پیوندها پدید میآید، بزرگترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ از این رو، مشاوران مدارس و دانشگاهها توصیه میکنند که هنگام تحصیل و امتحانات، مراسم خواستگاری و عقد را به تأخیر اندازند؛ تا افراد بتوانند با تمرکز و آسودگی خیال، در انجام تکالیف درسی و امتحانات موفق شوند؛ چه رسد به روابط فرصتسوز مستمری که بسیار انرژیسوز است.
مطالعه و درس، در زندگی هر انسانی، به ویژه در دوران دانش آموزی، از مهمترین عوامل سازنده شخصیت وی میباشد که فدا کردن آن به خاطر تن دادن به دوستیهای احساسی و غیرآگاهانه و پاسخگویی به خواستهای تمام نشدنی هوس و میدان دادن به میل جنسی، خطایی نابخشودنی و شکستی بزرگ و رسوا کننده است. تجربه نشان داده که این نوجوانان و جوانان، به علت پریشانی افکار و حواسپرتی، ذوق درس خواندن و اشتیاق هر گونه مطالعهای را - اعم از کتابهای درسی و غیر درسی - به کلی از دست میدهند.
اگر زندگی بزرگان، شخصیتهای علمی، محققین، نوابغ و دانشمندان و متفکرین را مورد مطالعه قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که همه آنان افرادی بودهاند که از خوشگذرانیها و هوسبازی خود را کنار کشیدهاند و احتیاجات جسمی و غریزی خود را از طریق مشروع و معقول و در حد اعتدال، برآوردهاند.10
دروغ بزرگی است اگر کسی بگوید: میل جنسی، سراسر وجودش را گرفته و ذهن و زبان او را دوستیهای نامطلوب با جنس مخالف پر ساخته، اما از نظر درس، مطالعه و تحقیقات علمی، لطمه اساسی بر او وارد نشده است و به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی، تحقق چنین امری، از محالات است.
«با شکلگیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یکدیگر و تشدید آن فراهم میشود و از آن جا که نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن، در دوران جوانی، به اوج خود میرسد و فضای نسبتا مناسبی برای ارضای این نیاز (هر چند به طور غیرصحیح آن) در محیط آموزشی و دانشگاهی وجود دارد، به شکل خودکار، دختر و پسر در این کانال قرار میگیرند، در اکثر موارد، به طور ناگهانی و بدون توجه به نتیجه کار، گرفتار چنین گردابی میشوند و آن را با عنوانهای عرف پسند و موجه، پوشش میدهند و باطن غیرموجه آن را با ظاهری نیکو و پسندیده، جلوهگر مینمایند.
به این ترتیب، علاقه ابتدایی شدت یافته، با وجود تصمیم اولیه دو طرف یا یکی از آنها، کم کم به وابستگی به یکدیگر تبدیل میشود. این وابستگی، در بسیاری موارد – شاید در تمام موارد - آفت بزرگی برای تمرکز حواس، تحصیل و تفکر عمیق در امور درسی آنها میشود؛ به گونهای که گاهی مطالعه و حضور در کلاس درس را غیرممکن میسازد و هر کدام از آنها در تمام اوقات شبانهروز و حتی در کلاس درس، در فکر طرف مقابل است. این سخن، ادعای بدون پشتوانهای نیست و اگر به نوشتههای چنین افرادی مراجعه کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ میشود.11
3. ایجاد جو بدبینی
اغلب این گونه دوستیها و روابط، به ازدواج منتهی نمیشود و اگر هم به ازدواج بینجامد، پس از مدتی، جو بدبینی و سوء ظن آن دو نسبت به هم، فضای زندگیشان را، جهنمی خواهد ساخت و هر دو در آن خواهند سوخت.
پسر با خود میگوید: دختری که به راحتی با من رابطه نامطلوب و نامشروع برقرار کرد، از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابراین از کجا معلوم که پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری هم طرح دوستی نریخته باشد و از کجا که در آینده و پس از ازدواج با من، با دیگری ارتباط برقرار نکند؟ دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر خواهد داشت. بنابراین، این گونه ازدواجها، پایدار نخواهد بود و تجربه نشان داده که منجر به طلاق و جدایی میگردند.
«بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوجهایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی میکنند، زندگی زناشویی آنها با مشکلات فراوانی رو به رو است و منجر به طلاق میشود. به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشتهاند، بعد از ازدواج، در حلّ مشکلات خود عاجزند؛ زیرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد، این است که زوجین چندان انگیزهای برای حل درگیریها و حمایت از مهارتهای خود ندارند. وی افزود: به نظر میرسد ارتباطات این افراد، زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبودهاند، سرد و منجرّ به طلاق میشود. وی در پایان گفت: میتوانم بگویم رابطه قبل از ازدواج، به هیچ وجه، سبب دوام زندگی زناشویی نمیشود».12
عشق الهی، رامکننده است و عشق مجازی و شهوی، انسان را وحشی میکند.
عشق الهی، صبرآور است و عشق مجازی، صبرشکن است.
عشق الهی، نیروزاست و عشق مجازی، نیروبَر است.
عشق الهی، خودخواهیبر است و عشق مجازی، خودخواهیزاست.
عشق الهی، شادیآور است و عشق مجازی، غمافزاست.
عشق الهی، سریان دارد و عاشق الهی، همه پدیدههای عالم را جلوه خدا میداند و به همه عشق میورزد. عشق مجازی، عشق به خواستههای نفسانی خود است.
عاشق خدا، از فراق و یاد او، لذت میبرد. عاشق غیر خدا، فقط با وصال دلخوش است و فراق، برایش رنجآور است